|
ایل پاپی
|
||
|
پاپی حلقه اتصال لرهای لرستان و بختیاری |
مرحوم دکتر هرمز اسدی متولد ۱۳۲۶در ايل پاپي بود.
یکی از شاگردانش میگفت او آنقدر خالصانه و خاضعانه برای محیط زیست قدم برمیداشت که انگار با ارزشترین دارائیاش در خطر است
.
تحصيلات دانشگاهي خود را در دانشكده "مينه سوتا" در آمريكا در رشته زيستشناسي حيات وحش و مديريت پاركها و تفريحات طبيعي ادامه داد و سپس در دانشكده "گوتنبرگ " كشور آلمان در مقطع دكتري اكولوژي حيات وحش فارغ التحصيل شد. استاد اسدي در سال ۱۳۶۱مديركل محيط زيست استان هرمزگان بود و از ديگر سمتهاي وي ميتوان به مشاور صندوق جهاني حيات وحش، عضو اتحاديه بينالمللي حفاظت از طبيعت و عضو موسسه كنترل معاملات برروي گونههاي جانوري و گياهي اشاره كرد. اين محقق در عرصه بينالمللي نيز فعاليت گستردهاي داشت .چنانکه فعاليت هاي موثري براي دولت ايالتي كوئينزلند در استراليا و دولت فدرال هند در پروژه ببر بنگال انجام داد. اشتياق به حفظ داراييهاي ايران وي را بر آن داشت كه در زمينه شناساندن و حفظ زيست فك خزر به عنوان يك جانور مهم در چرخه محيط زيست درياي خزر تلاش بسيار كند. راهاندازي دفتر فك درياي خزر درشهرستانانزلي يادگار گرانقدري است كه از دكتراسدي باقي مانده است. به گفته مسوولان سازمان حفاظت محيط زيست ، دكتر اسدي از استادان مورد استناد سازمان محيط زيست كشور بود. وي همچنين از سوي سازمان محيط زيست مسووليت رهاسازي گوزن زرد را در سراسر كشور بر عهده داشت كه با همكاري استاد اسدي تاكنون گوزن زرد ايراني در ۶استان كشور از جمله در پارك طبيعي "لوندويل" آستارا رهاسازي شد. فعاليت در كنوانسيونهاي بينالمللي مانند منع تجارت گونههاي در معرض خطر انقراض از جمله حفظ يوزپلنگ آسيايي از ديگر فعاليتهاي شاخص دكتر اسدي است.
مرحوم دكتر اسدي در جريان يك ماموريت براي رهاسازي گوزن زرد ايراني درتاریخ نهم دی ماه ۱۳۸۶ در ارتفاعات ياسوج در استان كهكيلويه و بويراحمد براثر سقوط خودرو حامل ایشان و رئیس محیط زیست دنا به داخل دره، جانشان خود را در راه هدف از دست دادند.
این روزها شرایط تغییر نام خانوادگی و حذف پسوند نام خانوادگی رو به نقل از ثبت احوال در سایتهای خبری دیدم یاد زمانی افتادم که موج تغییر نام خانوادگی دامان افرادی همچون ایل من ایل پاپی را گرفته بود.
در خبر و شرایط جدید یکی از نامهایی که ذکر شده ، زراسوند احمدی است . این عنوان فامیلی با اینکه به عنوان مثال ذکر شده اما خود بیانگر دید افرادی است که سعی در حذف کامل ایلات ریشه دار هستند
عناد بی بتگی و بی هویتی با ایلات ریشه دار به جایی رسیده که زراسوند احمدی که هیچ تضادی با فرهنگ و لغات و ... ندارد اما مورد هدف حذف و نابودی است .
سالهایی که مردم ایل من با اشتیاق فراوان به فرار از هویت خود دامن زدند ، و نیای چند ساله را جایگزین نیای هزاران ساله نمودند ، خود را در زمره کسانی قرار دادند که اکنون نسب و سببشان از بین می رود و جایش را اقوام انگشت شمار می گیرد.
کاش هم تباران من از سایر ایلات ، اشتباه ایلی من ، ایل پاپی را تکرار نکنند و نام خانوادگی خود را با هر نوع خصوصیت و مشخصه مکانی و ایلیاتی حفظ کنند .
برای یک دوست یا آشنا
می نویسم که تنهایی و رفتنش همانند حیدر بود
از دامان ایل برای زایش نسلها
روحش شاد
مردم لرستان که مدتی است از دید مسئولین غافل شده اند با دیدن رضایی چنان ذوقی کردند که هنوز هم لربلاگها در کیف آن دست و پا می زنند .
اما متاسفانه آقای رضایی خود را لر نمی داند و یا حداقل بختیاری را از لر جدا می داند . در این سالهای گذشته ایشان به کرات در عمل و تئوری هایی که به وسیله افرادی خاص عملی می شدند سعی در جدا سازی لر و بختیاری داشتند. با غوغای لرهای عزیز لرستان که انگار فرشته ای برای نجات آنها از چنگال دیو محرومیت نازل شده است ، چنان ذوق زده شدند که حتی برخی طوایف هم بر سر مسائل جانبی استقبال با هم مشکل پیدا کردند. اما غافل از اینکه سایتهای حامی رضایی و اطرافیانش حتی عکسی از ایشان را که کلمه لر داشت حذف کردند . نمونه اش تابناک که متعلق به آقای رضایی است و همین عکس را از مطلبش حذف کرد.

حال باید پرسید آقای رضایی افکار شما با افکار ایلیاتی های عزیز چقدر همخوانی دارد؟
آقای رضایی یا شما با ریشه ات مشکل داری یا اطرافیانت سعی در قیچی کردن ارتباط بین شما و تبارت هستند. آقای رضایی اطرافیانت درست یا نادرست به نام شما عملکرد نادرستی دارند.
آقای رضایی لر با شما و ما یا بدون ما و شما لر خواهد ماند و لر بوده است و مردم نجیب این قوم ( قوم بزرگ لر) سالها به فرمان امثال شما بوده و سعی در اثبات حقانیت و دلسوزی و علاقه به وطن و ایمان و... نموده اند . پس بیاییم تلاش برای تباهی تاریخ یک قوم را با درایت و غیرت ناکام سازیم و در وحدت آن بکوشیم .
مو لر بلیت خوروم هفت سال چوپونوم ار بونینم و قرقره مشقه ندونم
پس از آنکه بسیاری از مسئولین کشورمان در مقابل تحریف نام خلیج فارس سکوت کردند و به خاطر تملق اعراب سر به زیر برف کردند و برخی هم زی نام ساختگی اعراب نشستند و عکس یادگاری گرفتند تنها مسئولی که به طور مستقیم اعتراض کرد دکتر بروجردی بود که در کویت نام خود را در اذهان ماندگار کرد .
علاء الدین بروجردی در گفت وگو با روزنامه کویتی " الرای" در پاسخ به سوالی درباره پافشاری بر نام "خلیج فارس"گفت: ما خلیجی در دریای سرخ داریم که نام آن خلیج عربی است این نام را ما می پذیریم اما دریای واقع میان کشورهای عربی و ایران، خلیج فارس است زیرا این نام تاریخی این دریاست که از هزاران سال پیش تاکنون اینگونه نامیده می شد. اگر توجه کرده باشید در تمامی نقشه های قدیمی عبارت خلیج فارس به زبان های مختلف استفاده شده است.
اندیمشک دروازه خوزستان و بخشهای تابعه آن به ویژه الوار گرمسیری و راه آهن (دوکوهه تا تله زنگ ) نقاط فراموش شده سیمای استان خوزستان هستند. از هر راهی ( ریلی و جاده) که وارد استان خوزستان بشوی یا از راه آهن و اندیمشک باید بگذری و یا از الوار گرمسیری و اندیمشک .
سیمای خوزستان با مناطق شمالی استان بیگانه است و آنچنان به شهرهای جنوبی تر می ژردازد که گویی شهرهای شمالی تر مازاد و طفیلی هستند. شبکه استانی خوزستان که مدتها است فقط به چشم طنز و به عنوان چهره عشایر و به دور از شهر نشینی به لرها می نگرد به کلی فراموش کرده که شهری هم به نام اندیمشک در این استان هست . نه تنها اندیمشک بلکه بیشتر شهرهای لرنشین استان خوزستان نقاط فراموش شده ای هستند که شبکه استانی به آنها اهمیتی نمی دهد.
در حالی که نیمی از برنامه روزانه این استان به زبان عربی پخش می شود اما هنگام پخش برنامه هایی همچون طنز و ساده انگاری و سیاه چادر عشایر و سیمای آبادی (روستا) و ... به سراغ لرها می رود. آقایان لر شاغل در سیمای استان خوزستان هم تحت امر مسئولین خود به هر کاری دامن می زنند. و برای خندادن روسای خود و نه مردم ، به تولید برنامه های طنزی می پردازند که نه جذابیت دارد و نه خنده . و اما برنامه های عربی و فارسی با حجم بالا ( اعم از مستند و علمی خبری و...) تولید می شود . یکی از دوستان لر شاغل در سیمای استان که خود اهل باغملک است ، حدود هفت ماه پیش گفت که برنامه هایی در دست اقدام داریم که هم به نزدیکی قوم لر منجر می شود و هم به تثبیت گویش لری . اما این برنامه ها فقط حرف بود و توهم و شعار.
شهرهای لرنشین استان خوزستان غریب و مظلوم در دیار خود باید روزانه نیمی از برنامه های استانی خودرا عربی و نیمی دیگر را فارسی تماشا کنند .
مرحوم عبدالرزاق شیخ زینالدینی پدر شهیدان مهدی و مجید زین الدین به دیار باقی شتافت .
آن مرحوم اصالتآ از ایل پاپی و از خرم اباد به قم مهاجرت کرده بود و تا قبل از رحلتش در شهر قم کتابفروشی داشت . برخی سعی داشتند ایشان را تبعید شده به خرم آباد قلمداد کنند . اما واقع بینان می دانند و یادشان می ماند که ایل پاپی چه سردارانی داشته و دارد .
مرحوم زین الدینی از طایفه شیخ بوده که هنوز هم طایفه آنان در روستاهای اطراف سپید دشت و چمسنگر و کشور و شهر اندیمشک پراکنده هستند .

روحش شاد و خدایش بیامرزد
ایل پاپی
یکی از ایلات لر (پارس) به صورت مستقل و جمعیتی قابل ذکر و با تعداد طوایف نسبتآ زیاد (تقریبآ بیست طایفه کوچک و بزرگ) در زیرمجموعه خود در محدوده جنوب لرستان و شمال خوزستان پراکنده است . ایل پاپی به مشابه یک برادر و یکی از نزدیکان بختیاری در کنار هم بوده و هستند . با وجود استقلال هردو و با شجره نامه و چارت قومی مستقل ، نمی توان نسبیت و هم خانوادگی آنان را انکار کرد .
بر رسی سکونتگاه اصلی ایل پاپی و مناطق ییلاقی و قشلاقی قدیم آن تا قبل از ییلاق کنونی و از نظر گویش ، عمده کلمات و لغات آن با بختیاری مشترک است . از نظر فرهنگ و اداب و رسوم هم اگر نگوییم صد در صد بلکه قطع به یقین نود درصد با بختیاری مشترک است . همانگونه که خود طوایف هفت لنگ و چهار لنگ هم کاملآ شبیه هم نیستند .
در طول تاریخ ایل پاپی با بختیاری ، قبل از اطلاق و کاربرد کلمه بختیاری روابط دو طرفه و مستقیمی با بختیاری داشته و حتی در برخی پژوهشها پاپی را اصالتآ بختیاری می دانند که از بختیاری جدا شده و در منطقه شمال خوزستان ساکن شده است . در قضیه کوچ حیدرخان نیز به وضوح اثبات می شود که حیدر خان با بختیاری بیگانه نبوده است . با اینکه ورودش به خاندان شهباز خان با شبهات و روایات گوناگونی ذکر شده است اما در حقیقت حیدر خان (حیدر کور) خود می دانست که به کجا می رود و بازگشت به دامان قبیله و دودمانی بوده که با آنان نسبت تاریخی داشته است.
بختیاری هم به آسانی قبول نمی کرد که فرزندانی از نسل کسی غریبه هرچند با نسبت دامادی شهباز خان بر آنان سلطه یابند ، مگر آنکه با تمام وجود حیدر خان و ایل پاپی را حس کرده باشند و برادر یا فرزندی گمشده از خود را باز یافته باشند. بازگشت حیدر مطمئنآ با پذیرش قلبی و قبلی خاندان زراسوند و یا بازگو نمودن رازی نهفته و سر به مهر انجام شده است.
کسانی از حکام وقت نخواسته اند بگذارند که مردم عادی رابطه مستقیم بین پاپی و بختیاری را بفهمند . همچنانکه در قضیه تشکیل حاجی ایلخانی در مقابل ایلخانی که با منظور و مقصود خاص حکام وقت و با نقشه انگلیس انجام شد ، قصد انقاق و تفرقه وجود داشت و تا حدودی هم در سالهای اول موفق بود اما غیرت و همت بختیاری نگذاشت برادرانی از یک نسل همدیگر را فراموش کنند .
در چندین مورد کنکاش و حتی هزاران نشانه و محل سکونتگاه و همچنین ترکیب قومی و... ایل پاپی می بایست نسبتی بیشتر از یک هم تبار و هم زبان با بختیاری داشته باشد . تا جایی که خیلی از مردم وطوایف پاپی خود را بختیاری می دانند . حیدر خان از طایفه صاد، ایل پاپی بوده و این حقیر نیز از همان طایفه هستم . بارها و بارها از بزرگان طایفه خود می شنیدم که بختیاری از ما و ما از بختیاری هستیم . ایل پاپی را گروهی بختیاری و گروهی هم لرستانی می دانند . با اینکه گویش آن به لری بالاگریوه هم نزدیک است . اما چنانکه از شواهد پیداست ، به بختیاری نزدیکتر و منسوب تر است .
دوستی در مورد روستای لون پرسیده بود
روستای لون در بخش پاپی بین ایستگاه کشور و تنگ هفت و از ایستگاه موقت راه اهن به نام پل سیرم راه دسترسی دارد . اگر بخواهید از دورود بروید ، بعد از ایستگاه کشور و اگر از اندیمشک بروید ، بعد از ایستگاه تنگ هفت واقع شده است.
روستای لون در دامنه کوه چیلنگ واقع شده و وجه تسمیه لون با توجه به وجود کوه چیلنگ که چلنگران نام داشته است و آثار صنعت آهنگری و کوره های آن هنوز موجود است ، به احتمال زیاد به خاطر آبادانی زیاد و رونق زمان خودش به معنی لون و رنگارنگ بوده است .
برای رفتن به لون بایستی برای دسترسی به آن از تنگ هفت پیاده به پل سیرم و سپس به لون بروید.
یا اینکه با قطار محلی که در پل سیرم توقف دارد به آنجا بروید .
الان به دلیل محرومیت از امکانات و گرایش مردم به اشتغال دولتی و... بعید می دانم از آبادی و سکنه آن کسی باقی مانده باشد. اما در سالهای قبل و تا جایی که من می دانم خانواده هایی که به آنها لونی می گفتند و صاد و حیدری و... ساکن بوده اند .
در روستای لون نوعی ماهی کور وجود دارد که جز آثار ثبت شده طبیعی ایران هستند.
هر روز بیشتر از دیروز و گذشته دلم به حال دیارم می سوزد . باند بازی و جناح بازی شهرهای لر نشین را به بن بست رشد و تکامل می رساند . یک روز در اخبار و مطالب مختلف می شنوم که شش عضو شورای شهر اهواز از کار معلق شدند . یک روز میگویند شهردار اندیمشک برکنار شد. روز دیگر اعلام می شود . ۵ عضو شورای شهر در کهگلویه و بویراحمد سلب عضویت شدند و ...
شهرهای لرنشین به واسطه طایفه گرایی و عدم تحمل هم نوع خود و نداشتن طاقت دیدن هم تبار خود بر مدیریت یک سازمان یا نهاد همیشه متلاطم و غرق حوادث بوده اند . سیاسی کاری و خوش رقصی بازیگران سیاسی و مسئولان محلی برای جناح خود به ضرر مردم تمام می شود .
بحران مدیریت شهری در شهرهای لر نشین به حدی رسیده است که شهری مثل اندیمشک در یک سال سه بار شهردار عوض می کند .
|
|